العلامة المجلسي
142
حياة القلوب ( فارسي )
وجه أول آنكه : ايشان أهل علم قرآنند چنانچه بعد از اين آية در سورهء نحل فرموده است كه وَأَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ « 1 » . دوم آنكه : ايشان أهل رسولند ورسول ذكر است چنانچه فرموده است قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً . رَسُولًا « 2 » . ودر آيهء سوم مشهور ميان مفسران آن است كه خطاب به حضرت سليمان عليه السّلام است « 3 » ، يعنى : « اين پادشاهى عطائي است از ما كه به تو دادهايم خواهى بده ومنّت گذار وخواهى امساك كن ومده بىآنكه بر تو حسابي باشد » نه در دادن ونه در نگاه داشتن ، واز اخبار آينده ظاهر مىشود كه مراد عطاى علم است . ودر آيهء چهارم أكثر مفسرين ذكر را به شرف تفسير كردهاند يعنى : قرآن شرفى است از براي تو واز براي قوم تو ، ودر قيامت سؤال كرده خواهيد شد از اداى شكر قرآن وقيام نمودن به حقّ آن « 4 » ؛ ودر أحاديث آينده وارد شده است كه مراد آن است كه سؤال از علوم واحكام قرآن از شما خواهند كرد « 5 » . وعلي بن إبراهيم وصفار به سندهاى بسيار روايت نمودهاند كه : زراره از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام سؤال كرد از أهل ذكر ، حضرت فرمود كه : مائيم ، زراره گفت : پس از شما بايد سؤال كنند ؟ فرمود : بلى ، زراره گفت : مائيم سؤال كنندگان ؟ فرمود : بلى ، گفت : پس بر ما واجب است كه از شما سؤال كنيم ؟ فرمود : بلى ، گفت : بر شما واجب است جواب ما بگوئيد ؟ فرمود : نه اختيار با ماست اگر مىخواهيم جواب مىگوئيم واگر نمىخواهيم نمىگوئيم ؛ پس اين آية را خواند هذا عَطاؤُنا . . . تا آخر « 6 » .
--> ( 1 ) . سورهء نحل : 44 . ( 2 ) . سورهء طلاق : 10 و 11 . ( 3 ) . تفسير تبيان 8 / 565 ؛ مجمع البيان 4 / 477 ؛ تفسير طبري 10 / 585 . ( 4 ) . تفسير طبري 11 / 191 ؛ تفسير بغوى 4 / 140 ؛ الجواهر الحسان 3 / 149 . ( 5 ) . بصائر الدرجات 37 ؛ كافى 1 / 211 . ( 6 ) . تفسير قمى 2 / 68 ؛ بصائر الدرجات 42 .